چون فرزندان و نبیره های آدم بسیار شدند در نزد وی سخن می گفتند و وی ساکت بود.
گفتند: ای پدر چه شد شما را که سخن نمی گویی؟
گفت: ای فرزندان من! چون خداوند جل جلاله مرا از جوارش بیرون فرستاد با من عهد کرد و گفت: گفتارت را کم کن تا به جوار من برگردی...
برچسب: سکوت,سکوت بره ها,سکوتم از رضایت نیست,سکوت میکنم,سکوت بره ها 2,سکوت شب,سکوت سرد زمان,سکوتت را ندانستم,سکوت چت,سکوت شعر,
نویسنده: آرمان پورحسین